بعد از دستگیری این دو سارق، پلیس فیلمی از اعترافات آنها را منتشر میكند. متهمان در اظهارات خود عنوان كرده بودند كه لپتاپ را نفروخته، اما گوشی امیرمحمد را حدود یك میلیون تومان فروختهاند. آیا لپتاپ به خانواده امیرمحمد تحویل داده شده است؟
ما از همان روز اول اصرار داشتیم كه قبل از رسیدگی به جلسه، كوله و لپتاپ را به ما تحویل دهند تا خانواده بتواند مالكیت لپتاپ را تایید كند؛ بنده حتی طی لایحهای به رییس شعبه موضوع تحویل كوله و لپتاپ را عنوان كرده و در نهایت نیز كوله و لپتاپ به ما تحویل داده شد. طبق اظهارات برادر امیرمحمد، در كوله لپتاپ نشانه مهمی وجود داشته كه توانسته خانواده را به این باور برساند؛ پرونده فراتر از یك پرونده جنایی نبوده است. آن نشانه مهم، پیدا شدن قطعهای از آبگرم خانهشان بوده؛ امیرمحمد در آخرین مراجعهای كه به خانه داشته از او خواسته شده قطعه را با خود به تهران ببرد تا نمونه آن را تهیه كند. برادر امیرمحمد در مورد این موضوع به بنده عنوان كرده آخرین باری كه با امیرمحمد صحبت كرده او گفته قطعه را داخل كولهاش گذاشته تا آن را تهیه كند. زمانی كه كوله و لپتاپ به خانواده تحویل داده میشود آن قطعه داخل كوله امیرمحمد بوده است.
تا جایی كه در جریان پرونده هستم؛ متهمان بیش از یك وكیل تعیینی دارند. همین موضوع نشان میدهد كه احتمالا این دو متهم صرفا به خاطر مشكلات اقتصادی اقدام به سرقت نمیكردند. در مورد دو متهم پرونده بیشتر توضیح میدهید.
«احمدرضا» و «امیرمهدی» دو سارقی هستند كه آن شب در محل جرم حضور داشتهاند. ضربات چاقو را احمدرضای ۱۷ ساله به نقاط حساس بدن امیرمحمد خالقی وارده كرده. احمدرضا قبلا سابقه سرقت داشته و تقریبا از ۱۵ سالگی شروع به سرقت كرده. پدر او خیاط است. احمدرضا حین سرقتها مشغول به كار بوده و در یك مغازه صافكاری كار میكرده. این دو نفر از اعضای یك باند چند نفره بودند و هر از گاهی برای سرقت به برخی محلههای تهران میرفتند. آنها گوشی امیرمحمد را فقط یك میلیون تومان فروخته بودند. سوال اینجاست كه چقدر در روز باید سرقت میكردند تا مشكلات اقتصادیشان برطرف شود! بنابراین این افراد صرفا به خاطر مشكلات اقتصادی دست به سرقت نمیزدند. بنده بارها با بازپرس پرونده صحبت كردهام. بازپرس پرونده معتقد است اكثر سارقان نه فقط به خاطر مشكلات اقتصادی، بلكه از روی عادت اقدام به سرقت میكنند. امیرمهدی، متهم ردیف دوم در اظهاراتش عنوان كرده كه آن شب احمدرضا در مغازه صافكاری مشغول به كار بوده و او به دنبالش رفته است. این دو متهم قبل از دستگیری ۳۰ الی ۴۰ فقره سرقت مرتكب شده كه در چند فقره از سرقتها نیز از چاقو استفاده كرده بودند.
قانون در توضیح قتل عمد و غیرعمد به مواردی اشاره كرده است. با توجه به این موارد برخی حقوقدانان معتقدند قتلی كه در پرونده امیرمحمد خالقی رخ داده از نوع قتل غیرعمد بوده است. همانطور كه وكلای متهمان در دفاع از موكلانشان به غیرعمدی بودن این قتل اشاره كردهاند. با این حال كاملا واضح است كه متهم اصلی با آلت كشنده به نقاط حساس بدن امیرمحمد خالقی ضربه وارد كرده است. در صورتی كه متهم میتوانسته ضربات چاقو را به دست یا پای امیرمحمد وارد كند. در این باره توضیح میدهید.
در پروندههای كیفری و جنایی با یك پكیج كلی روبهرو هستیم كه صرفا نمیتوانیم نگاه تك بعدی به آنها داشته باشیم. نگاه تك بعدی به این نوع پروندهها قتل را به سمت غیرعمدی بودن آن سوق میدهد. بنده دهها بار فیلم دوربینهای مداربسته را دیدهام؛ نوع درگیری و ضرباتی كه متهم اصلی به امیرمحمد خالقی وارد میكند، كاملا نشاندهنده این است كه متهم به اقدامی كه انجام میدهد، واقف است. بنابراین احمدرضا در دادگاه نمیتوانسته مدعی شود كه قصد به قتل رساندن امیرمحمد را نداشته است. شما در این سوال به نكته حقوقی موضوع مبنی بر اینكه چرا متهم به قتل نقاط حساس بدن امیرمحمد را هدف قرار داده، اشاره میكنید و این درست است؛ مستندی كه در كیفرخواست و رای دادگاه نیز به آن اشاره شده؛ بند «ب» ماده ۲۹۰ قانون مجازات است. بند «ب» ماده ۲۹۰ قانون مجازات به این موضوع كه متهم قصد كشتن یا نكشتن فردی را دارد، تاكید نمیكند، بلكه به نتیجه اقدامی كه نسبت به نوع بشر صورت میگیرد و میتواند كشنده باشد، تاكید میكند. یك فرد نمیتواند با جسم سخت به سر یا نقطه حساس بدن شخصی دیگر ضربه وارد كند و بعد مدعی شود قصد كشتن او را نداشته است. بند «الف» ماده ۲۹۰ مجازات نیز به قصد مستقیم اشاره میكند؛ یعنی فردی به قصد كشت، یك نفر را بزند. بنابراین موضوع و آلت كشنده خیلی اهمیت ندارد و مهم قصد فرد است. قانون در این ماده بیشتر به رفتاری كه صورت میگیرد و نسبت به نوع بشر كشنده است، اشاره میكند. وكلای متهمان تاكید داشتند كه قصد متهم به قتل مجرمانه نبوده است، اما دفاع ما این بود كه متهم با چاقوی لبه ۱۰ سانتی آن هم از روبهرو ضربات را وارد كرده و این برای نوع بشر آسیبپذیر بوده، چراكه اولا آلت صد درصد كشنده و دوما موضع صد درصد حساس بوده است.
پس از صدور حكم متهم ردیف اول، بسیاری از فعالان اجتماعی و حقوقدانان برای رضایت اولیای دم تلاش كردهاند. فكر میكنید این موضوع به خاطر سن متهم به قتل است؟
سن متهم به قتل و وضعیت خانوادگی هر دو متهم. خانواده هر دو متهم پس از این اتفاق مجبور شدند از محل و خانهشان اسباب كشی كنند و بروند. احمدرضا به خاطر سن كمی كه دارد اصلا متوجه اقدامی كه مرتكب شده، نیست. او وقتی در دادگاه از خود دفاع میكرد نه صدایش میلرزید و نه گریه میكرد. احمدرضا هنوز در هیجانات سنین نوجوانی به سر میبرد و فكر میكند دادگاه هم شبیه مدرسه است و امكان دارد حكم اعدام او بنا به دلایلی اجرا نشود. مشكل چنین پروندههایی این است كه گاهی خود متهم، قربانی عدم آموزش درست در كشور میشود.
پس از این حادثه دردناك، برخی مسوولان به ملاقات خانواده امیرمحمد خالقی رفته و وعدههایی به این خانواده میدهند. آیا مسوولان به وعدههایی كه به خانواده دادهاند از جمله احداث یك خیابان و مدرسه به نام امیرمحمد در كوی دانشگاه و زادگاه محل تولدش، عمل كردهاند؟
مسوولان در روزهای نخست این اتفاق برای ملاقات با خانواده امیرمحمد به روستای محل زندگی آنها مراجعه میكنند و وعدههایی به خانواده امیرمحمد میدهند، اما تا جایی كه بنده اطلاع دارم وعدهها فقط در حد حرف مانده و تا الان هیچ كدام آنها عملی نشده است.
در حال حاضر پرونده در چه مرحلهای قرار دارد؟
پدر امیرمحمد خالقی طی یك لایحه خواستار اجرای اشد مجازات یا همان قصاص شده و معتقد است كه اجرای حكم قصاص آن هم در ملاءعام باعث بازدارندگی جرم خواهد شد، اما قاضی اجرای احكام هنوز دستوری در مورد این موضوع صادر نكرده است. رای مستعد اجرا بود، اما با فضای ملتهب ۱۲ روزه اخیر كشور اجرای حكم به تعویق افتاده. ضمن اینكه وكیل احمدرضا در دیوان عالی كشور تقاضای فرجامخواهی كرده است. احتمالا تا آخر تیر ماه نتیجه فرجامخواهی ابلاغ و مرداد ماه زمان اجرای حكم قصاص مشخص میشود. افشای ابعاد جديد از پرونده قتل «اميرمحمد خالقی» دانشجوی نخبه دانشگاه تهران
به گزارش اول فارسی به نقل از اعتماد , شامگاه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳، «امیرمحمد خالقیدرمیان» دانشجوی ۱۹ ساله و نخبه رشته مدیریت دانشگاه تهران در خیابان جنت حوالی كوی دانشگاه توسط دو سارق زورگیر به قتل میرس
به گزارش اول فارسی به نقل از اعتماد , شامگاه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۳، «امیرمحمد خالقیدرمیان» دانشجوی ۱۹ ساله و نخبه رشته مدیریت دانشگاه تهران در خیابان جنت حوالی كوی دانشگاه توسط دو سارق زورگیر به قتل میرسد... . قتل این دانشجو به دست دو سارق زورگیر باعث انتقادهای گسترده میشود.
دو روز بعد از این حادثه در ۲۶ بهمن، جمعی از دانشجویان در كوی دانشگاه تهران در اعتراض به بیتوجهی دانشگاه در تامین امنیت خوابگاهها تجمع و اعلام میكنند كه برخی از آنها بارها در همان محل مورد حمله سارقان قرار گرفتهاند.
شش روز بعد از این حادثه قوه قضاییه و پلیس اعلام میكنند كه عاملان قتل امیرمحمد خالقی دستگیر شدهاند. «احمدرضا»؛ ۱۷ ساله متهم ردیف اول پرونده به اتهام قتل عمد و «امیرمهدی»؛ متهم ردیف دوم پرونده به اتهام معاونت در قتل و سرقت به عنف به ترتیب به قصاص و ۲۵ سال زندان محكوم شدهاند. «حمیدرضا حاجیاسفندیاری»، وكیل اولیای دم طی گفتوگویی اختصاصی با «اعتماد» به جزییات جدید این پرونده اشاره كرده است.
بعد از انتشار خبر قتل امیرمحمد خالقی؛ كاربران فضای مجازی، برخی بازیگران، افراد سرشناس و حتی بعضی از وكلا بدون اینكه از جزییات پرونده اطلاعات دقیقی داشته باشند به این حادثه واكنش نشان داده و اظهارنظر كرده بودند. این افراد معتقد بودند امیرمحمد برای اینكه لپتاپش را از سارقان بگیرد با آنها درگیر شده و این دو سارق هم به خاطر مشكلات اقتصادی دست به سرقت زدهاند. حتی برخی دیگر از افراد معتقد بودند كه چون امیرمحمد؛ دانشجوی نخبه دانشگاه تهران و محل حادثه هم كوی دانشگاه بوده، این پرونده با مسائل سیاسی در ارتباط است. در حالی كه شواهد نشان میدهد این پرونده فقط یك پرونده جنایی بوده است. در مورد جزییات پرونده توضیح میدهید.
شبی كه این دو متهم برای سرقت به آن محل رفته بودند، اولین طعمهشان امیرمحمد خالقی بوده است. این دو در حالی كه سوار موتورسیكلت بودهاند، امیرمحمد را شناسایی میكنند. فیلمی كه در فضای مجازی منتشر شده، فقط بخشی از فیلم دوربینهای مداربسته بوده است. اینكه بعضی افراد به پروندههای جنایی نگاه تك بعدی دارند، اشتباه است. امیرمحمد خالقی، دانشجوی نخبه دانشگاه تهران بوده و آن زمان دانشجویان دانشگاه تهران در واكنش به این حادثه و جهت مطالبات خود تجمعاتی در دانشگاه تهران برگزار میكردند كه این مساله باعث شده بود عدهای بعد سیاسی به پرونده بدهند. برخی دیگر نیز این پرونده را به مشكلات اقتصادی گره زده و گمان میكردند كه امیرمحمد به خاطر گوشی و لپتاپش با سارقان درگیر شده و سارقان نیز صرفا به خاطر فقر و تنگدستی، گوشی و لپتاپ امیرمحمد را سرقت كردهاند. بنده فیلم دوربینهای مداربسته آن اطراف را بررسی كردهام؛ امیرمحمد آن شب داخل كوچه متوجه حضور سارقان شده و حدود ۱۰ ثانیه به این دو نفر نگاه كرده و بعد مثل همه ما كه در مواجهه با سارق فرار میكنیم، فرار كرده، اما ناگهان حین دویدن كوله لپتاپش از شانهاش افتاده است. سارقان، كوله امیرمحمد را از روی زمین برداشته و دنبال او رفتهاند؛ این دو سارق فكر میكردند امیرمحمد با خودش وسیله ارزشمندی دارد كه به راحتی كولهاش را رها و فرار كرده است. به همین خاطر راكب موتورسوار دور زده و هر دو به سمت امیرمحمد رفتهاند؛ آنجا درگیری شروع شده و احمدرضا، ۱۷ ساله كه متهم ردیف اول پرونده است با چاقو سه ضربه به نقاط حساس بدن امیرمحمد وارد كرده است؛ دو ضربه به قفسه سینه و یك ضربه به كمر امیرمحمد اصابت میكند. با این حال متهم اصلی در دادگاه منكر ضربه به كمر امیرمحمد میشود و اظهار میكند كه چاقو را به كمر امیرمحمد نزده، اما بعدا مشخص میشود كه تمام ضربات چاقو را متهم اصلی زده و امیرمحمد برای اینكه از ضربات بیشتر چاقو به قفسه سینهاش جلوگیری كند به پشت چرخیده و متهم هم ضربات را بدون وقفه به بدن مقتول وارد كرده است.
در فیلمی كه از دوربینهای مداربسته منتشر شده، مشخص است امیرمحمد تلاش كرده خودش را به خیابان اصلی برساند. این موضوع نشان میدهد امیرمحمد قصد داشته خود را در معرض دید قرار دهد و به نوعی جان خود را نجات دهد. اولین شخصی كه امیرمحمد را در آن وضعیت دیده چه كسی بوده است. در این باره توضیح میدهید.
بله، امیرمحمد خالقی دقیقا قصد داشته با این اقدام جان خود را نجات دهد. وقتی این دو متهم از محل متواری میشوند، امیرمحمد به سختی خودش را به خیابان اصلی میرساند تا شاید كسی او را ببیند. اگر امیرمحمد خودش را به خیابان اصلی نمیرساند قطعا تا صبح روز بعد كسی نمیتوانست جسد او را در آن كوچه تاریك پیدا كند. برخی افراد مدعی شده بودند امیرمحمد به خاطر لپتاپش به دنبال این دو سارق دویده در حالی كه این فرضیه اشتباه است و امیرمحمد برای نجات جان خود به سمت خیابان اصلی دویده و آنجا اولین اقدامی كه انجام داده؛ این بوده كه دستش را به نشانه كمك خواستن بالا برده است. اولین فردی كه بالای سر امیرمحمد حضور پیدا كرده، آقای «ك» بوده؛ او خودش از ساكنان آن خیابان است و چند سال پیش نیز مادرش در همان كوچه مورد سرقت سارقان قرار گرفته. این مرد اولین فردی بوده كه موضوع را به اورژانس و پلیس گزارش داده است. حتی همان شب به حراست خوابگاه دانشگاه تهران مراجعه كرده و موضوع را به آنها اطلاع داده، اما حراست دانشگاه در واكنش به صحبتهای این مرد عنوان كردهاند كه دیروقت است و نمیتوانند به خانواده یا دوستان امیرمحمد اطلاع دهند. بنده شخصا با این مرد صحبت كردهام. او برایم توضیح داده كه وقتی امیرمحمد را كنار خیابان دیده بالای سر او رفته و متوجه شده امیرمحمد با چاقو زخمی شده است. او حتی عنوان كرده كه در این كوچه طی سالهای گذشته اتفاقات مشابهی افتاده و اهالی بارها موضوع ناامنی كوچه را به پلیس گزارش دادهاند.
بعد از دستگیری این دو سارق، پلیس فیلمی از اعترافات آنها را منتشر میكند. متهمان در اظهارات خود عنوان كرده بودند كه لپتاپ را نفروخته، اما گوشی امیرمحمد را حدود یك میلیون تومان فروختهاند. آیا لپتاپ به خانواده امیرمحمد تحویل داده شده است؟
ما از همان روز اول اصرار داشتیم كه قبل از رسیدگی به جلسه، كوله و لپتاپ را به ما تحویل دهند تا خانواده بتواند مالكیت لپتاپ را تایید كند؛ بنده حتی طی لایحهای به رییس شعبه موضوع تحویل كوله و لپتاپ را عنوان كرده و در نهایت نیز كوله و لپتاپ به ما تحویل داده شد. طبق اظهارات برادر امیرمحمد، در كوله لپتاپ نشانه مهمی وجود داشته كه توانسته خانواده را به این باور برساند؛ پرونده فراتر از یك پرونده جنایی نبوده است. آن نشانه مهم، پیدا شدن قطعهای از آبگرم خانهشان بوده؛ امیرمحمد در آخرین مراجعهای كه به خانه داشته از او خواسته شده قطعه را با خود به تهران ببرد تا نمونه آن را تهیه كند. برادر امیرمحمد در مورد این موضوع به بنده عنوان كرده آخرین باری كه با امیرمحمد صحبت كرده او گفته قطعه را داخل كولهاش گذاشته تا آن را تهیه كند. زمانی كه كوله و لپتاپ به خانواده تحویل داده میشود آن قطعه داخل كوله امیرمحمد بوده است.
تا جایی كه در جریان پرونده هستم؛ متهمان بیش از یك وكیل تعیینی دارند. همین موضوع نشان میدهد كه احتمالا این دو متهم صرفا به خاطر مشكلات اقتصادی اقدام به سرقت نمیكردند. در مورد دو متهم پرونده بیشتر توضیح میدهید.
«احمدرضا» و «امیرمهدی» دو سارقی هستند كه آن شب در محل جرم حضور داشتهاند. ضربات چاقو را احمدرضای ۱۷ ساله به نقاط حساس بدن امیرمحمد خالقی وارده كرده. احمدرضا قبلا سابقه سرقت داشته و تقریبا از ۱۵ سالگی شروع به سرقت كرده. پدر او خیاط است. احمدرضا حین سرقتها مشغول به كار بوده و در یك مغازه صافكاری كار میكرده. این دو نفر از اعضای یك باند چند نفره بودند و هر از گاهی برای سرقت به برخی محلههای تهران میرفتند. آنها گوشی امیرمحمد را فقط یك میلیون تومان فروخته بودند. سوال اینجاست كه چقدر در روز باید سرقت میكردند تا مشكلات اقتصادیشان برطرف شود! بنابراین این افراد صرفا به خاطر مشكلات اقتصادی دست به سرقت نمیزدند. بنده بارها با بازپرس پرونده صحبت كردهام. بازپرس پرونده معتقد است اكثر سارقان نه فقط به خاطر مشكلات اقتصادی، بلكه از روی عادت اقدام به سرقت میكنند. امیرمهدی، متهم ردیف دوم در اظهاراتش عنوان كرده كه آن شب احمدرضا در مغازه صافكاری مشغول به كار بوده و او به دنبالش رفته است. این دو متهم قبل از دستگیری ۳۰ الی ۴۰ فقره سرقت مرتكب شده كه در چند فقره از سرقتها نیز از چاقو استفاده كرده بودند.
قانون در توضیح قتل عمد و غیرعمد به مواردی اشاره كرده است. با توجه به این موارد برخی حقوقدانان معتقدند قتلی كه در پرونده امیرمحمد خالقی رخ داده از نوع قتل غیرعمد بوده است. همانطور كه وكلای متهمان در دفاع از موكلانشان به غیرعمدی بودن این قتل اشاره كردهاند. با این حال كاملا واضح است كه متهم اصلی با آلت كشنده به نقاط حساس بدن امیرمحمد خالقی ضربه وارد كرده است. در صورتی كه متهم میتوانسته ضربات چاقو را به دست یا پای امیرمحمد وارد كند. در این باره توضیح میدهید.
در پروندههای كیفری و جنایی با یك پكیج كلی روبهرو هستیم كه صرفا نمیتوانیم نگاه تك بعدی به آنها داشته باشیم. نگاه تك بعدی به این نوع پروندهها قتل را به سمت غیرعمدی بودن آن سوق میدهد. بنده دهها بار فیلم دوربینهای مداربسته را دیدهام؛ نوع درگیری و ضرباتی كه متهم اصلی به امیرمحمد خالقی وارد میكند، كاملا نشاندهنده این است كه متهم به اقدامی كه انجام میدهد، واقف است. بنابراین احمدرضا در دادگاه نمیتوانسته مدعی شود كه قصد به قتل رساندن امیرمحمد را نداشته است. شما در این سوال به نكته حقوقی موضوع مبنی بر اینكه چرا متهم به قتل نقاط حساس بدن امیرمحمد را هدف قرار داده، اشاره میكنید و این درست است؛ مستندی كه در كیفرخواست و رای دادگاه نیز به آن اشاره شده؛ بند «ب» ماده ۲۹۰ قانون مجازات است. بند «ب» ماده ۲۹۰ قانون مجازات به این موضوع كه متهم قصد كشتن یا نكشتن فردی را دارد، تاكید نمیكند، بلكه به نتیجه اقدامی كه نسبت به نوع بشر صورت میگیرد و میتواند كشنده باشد، تاكید میكند. یك فرد نمیتواند با جسم سخت به سر یا نقطه حساس بدن شخصی دیگر ضربه وارد كند و بعد مدعی شود قصد كشتن او را نداشته است. بند «الف» ماده ۲۹۰ مجازات نیز به قصد مستقیم اشاره میكند؛ یعنی فردی به قصد كشت، یك نفر را بزند. بنابراین موضوع و آلت كشنده خیلی اهمیت ندارد و مهم قصد فرد است. قانون در این ماده بیشتر به رفتاری كه صورت میگیرد و نسبت به نوع بشر كشنده است، اشاره میكند. وكلای متهمان تاكید داشتند كه قصد متهم به قتل مجرمانه نبوده است، اما دفاع ما این بود كه متهم با چاقوی لبه ۱۰ سانتی آن هم از روبهرو ضربات را وارد كرده و این برای نوع بشر آسیبپذیر بوده، چراكه اولا آلت صد درصد كشنده و دوما موضع صد درصد حساس بوده است.
پس از صدور حكم متهم ردیف اول، بسیاری از فعالان اجتماعی و حقوقدانان برای رضایت اولیای دم تلاش كردهاند. فكر میكنید این موضوع به خاطر سن متهم به قتل است؟
سن متهم به قتل و وضعیت خانوادگی هر دو متهم. خانواده هر دو متهم پس از این اتفاق مجبور شدند از محل و خانهشان اسباب كشی كنند و بروند. احمدرضا به خاطر سن كمی كه دارد اصلا متوجه اقدامی كه مرتكب شده، نیست. او وقتی در دادگاه از خود دفاع میكرد نه صدایش میلرزید و نه گریه میكرد. احمدرضا هنوز در هیجانات سنین نوجوانی به سر میبرد و فكر میكند دادگاه هم شبیه مدرسه است و امكان دارد حكم اعدام او بنا به دلایلی اجرا نشود. مشكل چنین پروندههایی این است كه گاهی خود متهم، قربانی عدم آموزش درست در كشور میشود.
پس از این حادثه دردناك، برخی مسوولان به ملاقات خانواده امیرمحمد خالقی رفته و وعدههایی به این خانواده میدهند. آیا مسوولان به وعدههایی كه به خانواده دادهاند از جمله احداث یك خیابان و مدرسه به نام امیرمحمد در كوی دانشگاه و زادگاه محل تولدش، عمل كردهاند؟
مسوولان در روزهای نخست این اتفاق برای ملاقات با خانواده امیرمحمد به روستای محل زندگی آنها مراجعه میكنند و وعدههایی به خانواده امیرمحمد میدهند، اما تا جایی كه بنده اطلاع دارم وعدهها فقط در حد حرف مانده و تا الان هیچ كدام آنها عملی نشده است.
در حال حاضر پرونده در چه مرحلهای قرار دارد؟
پدر امیرمحمد خالقی طی یك لایحه خواستار اجرای اشد مجازات یا همان قصاص شده و معتقد است كه اجرای حكم قصاص آن هم در ملاءعام باعث بازدارندگی جرم خواهد شد، اما قاضی اجرای احكام هنوز دستوری در مورد این موضوع صادر نكرده است. رای مستعد اجرا بود، اما با فضای ملتهب ۱۲ روزه اخیر كشور اجرای حكم به تعویق افتاده. ضمن اینكه وكیل احمدرضا در دیوان عالی كشور تقاضای فرجامخواهی كرده است. احتمالا تا آخر تیر ماه نتیجه فرجامخواهی ابلاغ و مرداد ماه زمان اجرای حكم قصاص مشخص میشود.
بعد از دستگیری این دو سارق، پلیس فیلمی از اعترافات آنها را منتشر میكند. متهمان در اظهارات خود عنوان كرده بودند كه لپتاپ را نفروخته، اما گوشی امیرمحمد را حدود یك میلیون تومان فروختهاند. آیا لپتاپ به خانواده امیرمحمد تحویل داده شده است؟
ما از همان روز اول اصرار داشتیم كه قبل از رسیدگی به جلسه، كوله و لپتاپ را به ما تحویل دهند تا خانواده بتواند مالكیت لپتاپ را تایید كند؛ بنده حتی طی لایحهای به رییس شعبه موضوع تحویل كوله و لپتاپ را عنوان كرده و در نهایت نیز كوله و لپتاپ به ما تحویل داده شد. طبق اظهارات برادر امیرمحمد، در كوله لپتاپ نشانه مهمی وجود داشته كه توانسته خانواده را به این باور برساند؛ پرونده فراتر از یك پرونده جنایی نبوده است. آن نشانه مهم، پیدا شدن قطعهای از آبگرم خانهشان بوده؛ امیرمحمد در آخرین مراجعهای كه به خانه داشته از او خواسته شده قطعه را با خود به تهران ببرد تا نمونه آن را تهیه كند. برادر امیرمحمد در مورد این موضوع به بنده عنوان كرده آخرین باری كه با امیرمحمد صحبت كرده او گفته قطعه را داخل كولهاش گذاشته تا آن را تهیه كند. زمانی كه كوله و لپتاپ به خانواده تحویل داده میشود آن قطعه داخل كوله امیرمحمد بوده است.
تا جایی كه در جریان پرونده هستم؛ متهمان بیش از یك وكیل تعیینی دارند. همین موضوع نشان میدهد كه احتمالا این دو متهم صرفا به خاطر مشكلات اقتصادی اقدام به سرقت نمیكردند. در مورد دو متهم پرونده بیشتر توضیح میدهید.
«احمدرضا» و «امیرمهدی» دو سارقی هستند كه آن شب در محل جرم حضور داشتهاند. ضربات چاقو را احمدرضای ۱۷ ساله به نقاط حساس بدن امیرمحمد خالقی وارده كرده. احمدرضا قبلا سابقه سرقت داشته و تقریبا از ۱۵ سالگی شروع به سرقت كرده. پدر او خیاط است. احمدرضا حین سرقتها مشغول به كار بوده و در یك مغازه صافكاری كار میكرده. این دو نفر از اعضای یك باند چند نفره بودند و هر از گاهی برای سرقت به برخی محلههای تهران میرفتند. آنها گوشی امیرمحمد را فقط یك میلیون تومان فروخته بودند. سوال اینجاست كه چقدر در روز باید سرقت میكردند تا مشكلات اقتصادیشان برطرف شود! بنابراین این افراد صرفا به خاطر مشكلات اقتصادی دست به سرقت نمیزدند. بنده بارها با بازپرس پرونده صحبت كردهام. بازپرس پرونده معتقد است اكثر سارقان نه فقط به خاطر مشكلات اقتصادی، بلكه از روی عادت اقدام به سرقت میكنند. امیرمهدی، متهم ردیف دوم در اظهاراتش عنوان كرده كه آن شب احمدرضا در مغازه صافكاری مشغول به كار بوده و او به دنبالش رفته است. این دو متهم قبل از دستگیری ۳۰ الی ۴۰ فقره سرقت مرتكب شده كه در چند فقره از سرقتها نیز از چاقو استفاده كرده بودند.
قانون در توضیح قتل عمد و غیرعمد به مواردی اشاره كرده است. با توجه به این موارد برخی حقوقدانان معتقدند قتلی كه در پرونده امیرمحمد خالقی رخ داده از نوع قتل غیرعمد بوده است. همانطور كه وكلای متهمان در دفاع از موكلانشان به غیرعمدی بودن این قتل اشاره كردهاند. با این حال كاملا واضح است كه متهم اصلی با آلت كشنده به نقاط حساس بدن امیرمحمد خالقی ضربه وارد كرده است. در صورتی كه متهم میتوانسته ضربات چاقو را به دست یا پای امیرمحمد وارد كند. در این باره توضیح میدهید.
در پروندههای كیفری و جنایی با یك پكیج كلی روبهرو هستیم كه صرفا نمیتوانیم نگاه تك بعدی به آنها داشته باشیم. نگاه تك بعدی به این نوع پروندهها قتل را به سمت غیرعمدی بودن آن سوق میدهد. بنده دهها بار فیلم دوربینهای مداربسته را دیدهام؛ نوع درگیری و ضرباتی كه متهم اصلی به امیرمحمد خالقی وارد میكند، كاملا نشاندهنده این است كه متهم به اقدامی كه انجام میدهد، واقف است. بنابراین احمدرضا در دادگاه نمیتوانسته مدعی شود كه قصد به قتل رساندن امیرمحمد را نداشته است. شما در این سوال به نكته حقوقی موضوع مبنی بر اینكه چرا متهم به قتل نقاط حساس بدن امیرمحمد را هدف قرار داده، اشاره میكنید و این درست است؛ مستندی كه در كیفرخواست و رای دادگاه نیز به آن اشاره شده؛ بند «ب» ماده ۲۹۰ قانون مجازات است. بند «ب» ماده ۲۹۰ قانون مجازات به این موضوع كه متهم قصد كشتن یا نكشتن فردی را دارد، تاكید نمیكند، بلكه به نتیجه اقدامی كه نسبت به نوع بشر صورت میگیرد و میتواند كشنده باشد، تاكید میكند. یك فرد نمیتواند با جسم سخت به سر یا نقطه حساس بدن شخصی دیگر ضربه وارد كند و بعد مدعی شود قصد كشتن او را نداشته است. بند «الف» ماده ۲۹۰ مجازات نیز به قصد مستقیم اشاره میكند؛ یعنی فردی به قصد كشت، یك نفر را بزند. بنابراین موضوع و آلت كشنده خیلی اهمیت ندارد و مهم قصد فرد است. قانون در این ماده بیشتر به رفتاری كه صورت میگیرد و نسبت به نوع بشر كشنده است، اشاره میكند. وكلای متهمان تاكید داشتند كه قصد متهم به قتل مجرمانه نبوده است، اما دفاع ما این بود كه متهم با چاقوی لبه ۱۰ سانتی آن هم از روبهرو ضربات را وارد كرده و این برای نوع بشر آسیبپذیر بوده، چراكه اولا آلت صد درصد كشنده و دوما موضع صد درصد حساس بوده است.
پس از صدور حكم متهم ردیف اول، بسیاری از فعالان اجتماعی و حقوقدانان برای رضایت اولیای دم تلاش كردهاند. فكر میكنید این موضوع به خاطر سن متهم به قتل است؟
سن متهم به قتل و وضعیت خانوادگی هر دو متهم. خانواده هر دو متهم پس از این اتفاق مجبور شدند از محل و خانهشان اسباب كشی كنند و بروند. احمدرضا به خاطر سن كمی كه دارد اصلا متوجه اقدامی كه مرتكب شده، نیست. او وقتی در دادگاه از خود دفاع میكرد نه صدایش میلرزید و نه گریه میكرد. احمدرضا هنوز در هیجانات سنین نوجوانی به سر میبرد و فكر میكند دادگاه هم شبیه مدرسه است و امكان دارد حكم اعدام او بنا به دلایلی اجرا نشود. مشكل چنین پروندههایی این است كه گاهی خود متهم، قربانی عدم آموزش درست در كشور میشود.
پس از این حادثه دردناك، برخی مسوولان به ملاقات خانواده امیرمحمد خالقی رفته و وعدههایی به این خانواده میدهند. آیا مسوولان به وعدههایی كه به خانواده دادهاند از جمله احداث یك خیابان و مدرسه به نام امیرمحمد در كوی دانشگاه و زادگاه محل تولدش، عمل كردهاند؟
مسوولان در روزهای نخست این اتفاق برای ملاقات با خانواده امیرمحمد به روستای محل زندگی آنها مراجعه میكنند و وعدههایی به خانواده امیرمحمد میدهند، اما تا جایی كه بنده اطلاع دارم وعدهها فقط در حد حرف مانده و تا الان هیچ كدام آنها عملی نشده است.
در حال حاضر پرونده در چه مرحلهای قرار دارد؟
پدر امیرمحمد خالقی طی یك لایحه خواستار اجرای اشد مجازات یا همان قصاص شده و معتقد است كه اجرای حكم قصاص آن هم در ملاءعام باعث بازدارندگی جرم خواهد شد، اما قاضی اجرای احكام هنوز دستوری در مورد این موضوع صادر نكرده است. رای مستعد اجرا بود، اما با فضای ملتهب ۱۲ روزه اخیر كشور اجرای حكم به تعویق افتاده. ضمن اینكه وكیل احمدرضا در دیوان عالی كشور تقاضای فرجامخواهی كرده است. احتمالا تا آخر تیر ماه نتیجه فرجامخواهی ابلاغ و مرداد ماه زمان اجرای حكم قصاص مشخص میشود.
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید